اینم مثل قبلیاست چرت و پرت موضوع نداره

Gokamekek دوشنبه بیست و چهارم دی ۱۴۰۳، 17:52

نزدیک بود مقادیر زیادی هزینه رو به فنا بدم. بخاطر اینکه دمای کارت گرافیک بالا میرفت تصمیم گرفتم آندرولتش کنم و از سر کنجکاوی فرکانس کارت رو زیاد بالا بردم و نزدیک بود به فنا بره ولی سریع سیستمو خاموش کردم. واقعا اگر این کارت میرفت دیگه بدبخت شده بودم. بعد مدت ها دیروز رفتم تمرین. و بالاخره یه حرکت جدید بهم یاد داد عموم. خسته شدم انقدر جب کراس زدم. البته هنوز همینم ریدم.

بعد از پایان این امتحانا همش میخوام یه کار مفید انحام بدم ولی فقط نشستم و دارم بازی میکنم. شاید امروز خوندن لودیش رو شروع کنم

Gokamekek شنبه پانزدهم دی ۱۴۰۳، 17:13

منی که فکر‌میکردم محوطه دانشگاه ما خیلی خفنه ولی دیدم دانشگاه تهران صد هیچ میزنه. خداییش خیلی باحال بود. وسطش کافه و مغازه و فروشگاه داشت کلی. وندینگ ماشیناش هم پر‌و‌پیمون بود. فقط نذاشتن کیف ببرم تو کتابخونه که نمیفهمم چرا. فضای صمیمی طوری داشت عین‌مدرسه با گچ خط کشی کردن زمین فوتبال درست کردن😂.

وقتی امتحانام‌تموم میشه همه میرن مسافرت. قراره تعطیلات رو تو خونه بگذرونم به نظر. پلن هایی هم برای خودم دارم. ورزشم رو دوباره سفت میکنم. کلاس زبانم رو یکم بیشتر میخونم. از همین دسته کارای پیش پا افتاده.

استاد سلولی ۱۷ تا نمونه سوال داده برای امتحان‌فردا و باعث شد حس‌کنم آسونه و نخونم. الان دیگه حال ندارم بخونم و نمیدونم چیکار‌کنم. کاش امتحان‌سخت داشتیم بلکه‌میشستم میخوندم.

B

Gokamekek شنبه پانزدهم دی ۱۴۰۳، 1:15

هیچی فقط درس سختی مثل بیوشیمی رو ۱۸ گرفتن حس خوبی داره. میدونم ارفاق هم کرده حداقل ۲ نمره ولی خب بازم. حتی اگر ۱۵ هم میشدم خوشحال بودم. چون واقعا این درس لعنتی خیلی سخته. سرحال شدم وسط شبی

2025

Gokamekek چهارشنبه دوازدهم دی ۱۴۰۳، 1:8

همینجوری که داشتم بیوشیمی میخوندم دیدم همه دارن سال جدیدو تبریک‌میگن. الان اونا دارن جشن میگیرن من تا ۶ صبح بیدارم Pain

این بیوشیمی رو بگذرونم میشه پایان خوش بر سخت ترین امتحانام. تا الان همرو خوب دادم اینم بگذره دیگه تکمیله.

فردا قراره دیگه برم دانشگاه تهران اصلی😂 ببینم این سلفش چه گهیه. علیرضا برام یه کارت گرفته که بریم تو. قرار بود برم تو کلاساشون بشینم ولی همش سرپایی و کلینیکیه دیگه جرئت نکردم برم.

دوباره تایم امتحاناست و همش پلن میریزیم برای بعدش ولی من که میدونم هیچ غلطی نمیکنیم. نهایتش چهارتا گیم شر و ور با سینا بزنیم و یه دور دور با مورتی.

علیرضای دانشگاه هم خواهان پلنه😂 جالبه که به من میگه. با اینکه خیلی در ارتباط نیستیم ولی یهو میاد میگه بریم بیرون. نمیدونم یا یه بلایی میخواد سرم بیاره یا زیادی خوش قلبه یا چی.

سر امتحانا چه همه مهربون شدن. سه ترمه جواب سلاممو نمیدن مخصوصا این دخترا بعد قبل امتحان میشن عین گربه چکمه پوش که تورو خدا برسون میشه دستتو باز بزاری و از این حرفا. منم حالا گهگاهی میرسونم ولی با خودم میگم اصلا ذره این براشون مهم نیست و اینکه من بهشون میرسونم باعث میشه فکر کنن اونا خیلی زرنگن که از من گرفتن. هرچند فرقی نداره اخرسر اگر بخوان ادا اصول در بیارن دیگه من یکی میدونم که نمرشون صدق سر منه😂

واقعا دخترای دانشگاه کم مونده ادمو قورت بدن. انقدر پرروعن که خدا میدونه حریفشون نمیشی که مخصوصا بعد این اعتراضای مهسا امینی دیگه اماده ان واسه بحث و جدل.

نوشتنم میاد زیاد الان میتونم صفحه ها بنویسم ولی این انزیم عن منتظره که برم بخونمش پس تف تو این اوضاع

p

Gokamekek پنجشنبه ششم دی ۱۴۰۳، 19:5

سه چهار روزه که فقط پشت کامپیوترم و سعی میکنم خلاصه جزوه هارو تا امتحان کامل کنم. مال فیزیو تموم شد ولی مال ژنتیک و میکرو بعید میدونم تموم شه با اینکه تا الان کلی نوشتم. واقعا امیدوارم بتونم این ترم ممتاز بیارم و ترم بعدی 24 واحد بردارم چون خیلی عقب افتادم.

Fallout 76 خریدم با اینه هیچکس از دوستام نداره که باهم بازی کنیم. فکر کنم اینم رفت جزو گیمایی که قراره تو لایبریم خاک بخوره.

چیز خاصی ندارم بگم. خواستم فقط یچیزی بنویسم وسط این جزوه ها.خسته شدم حقیقتا. با اینکه در طول ترم هم تا حدی خوندم باز داره داستان میشه برای امتحانای ترم

باشگاه

Gokamekek دوشنبه سوم دی ۱۴۰۳، 23:38

غم انگیزه که به خاطر امتحانا نمیتونم حدود یک ماه برم باشگاه. عموم بنده خدا هر روز داره میگه بیا تمرین ولی من نمیرسم. تو خونه دارم سعی میکنم یکسری تمرین هارو انجام بدم. البته بدکی هم نیست چون فرصتی میشه که این مچ دست لامصب یکم بهتر بشه. یه ماه بیشتر شده که تا میاد خوب شه دوباره میزنم سرویسش میکنم. جدیدا که دردش به ساعدم هم زده. نمیدونم چه کنم.

برنامه سنگین ریختم برای امتحانا و الان هم دارم تلاش میکنم سرپا نگهش دارم. روزی 20 صفحه خوندن واقعا عذابه. ساعت داره 12 شب میشه و هنوز 10 صفحه بیوشیمی و 12 صفحه میکروب مونده و اگر بمونه واسه فردا بیشتر هم میشه. این امتحانا به خیر بگذره واقعا یه حال اساسی به خودم میدم. هم Rezero تموم میکنم هم کتابای نصفه نیمه رو تموم میکنم هم آرکین رو شروع میکنم هم DLC دارک سولز رو تموم میکنم.

3

Gokamekek دوشنبه سوم دی ۱۴۰۳، 19:36

دیشب با کمک قرصای خواب تونستم بالاخره زود بخوابم و این چرخه تا صبح بیدار‌موندمم رو بشکنم(زود یعنی ۱۲ برای من). صبح رفتم کتاب علیرضا رو دادم بهش و از شدت خستگی دیگه نکشیدم برم دانشگاه و برگشتم خونه. بر خلاف میل باطنیم مجبور شدم چرت بعد از ظهری که به خواب 3 ساعته تبدیل رو شد رو داشته باشم. حالا منم و 40 صفحه جزوه.

این پسر احمق شهرستانیه رو از گروه دانشگاه انداختنش بیرون😂😂

بیوگرافی
صرفا خاطرات،روزمرگی ها،حرف های دلم و کلا هرچی مودم بطلبه اینجا مینویسم.
قبلا یه دفتر خاطرات داشتم. ولی حس میکنم تایپ کردن راحت تره. دسترسی بهش تو اینترنت هم ساده تره. پس اینجا حکم همون دفترو داره.