Zuruck

Gokamekek دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۴، 1:45

لعنتیا من برگشتم(با شخص خاصی نیستم). اره دوباره از سگ سیاه افسردگی فرار کردم و الان خودم رو روی قله دنیا میبینم. میدونم اینم یه دوره دیگه از چرخه مسخره منه و ممکنه یه هفته دیگه باز عین جنازه رو تخت ولو باشم ولی هرچی که هست الان حس میکنم کل دنیا رو حریفم. باشگاهم رفتم یک ساعت و نیم کتک خوردم هیچیمم نشد. فردا هم میخوام صبح زود برم دانشگاه با نهایت ۱-۲ ساعت خواب کی به کیه.

بیوگرافی
صرفا خاطرات،روزمرگی ها،حرف های دلم و کلا هرچی مودم بطلبه اینجا مینویسم.
قبلا یه دفتر خاطرات داشتم. ولی حس میکنم تایپ کردن راحت تره. دسترسی بهش تو اینترنت هم ساده تره. پس اینجا حکم همون دفترو داره.