ناشناس

Gokamekek یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۴، 20:10

یه نفر یه پیام ناشناس برام فرستاده. نوشته اذیت کردنت حال میده.

همین. نمیدونم کیه و منظورش چیه چون من تازگیا اذیت خاصی هم نشدم. شاید منظورش اینه که میخواد اذیتم کنه به زودی. دیوار کوتاه تر از من پیدا نکرده گویا.

مامانم حالش خوب نیست. منم بالطبع خوب نیستم. دوباره شارژ اجتماعی بودنم تموم شده و میخوام یه هفته ای برم تو غارم ولی متاسفانه تازه کارای انجمن شروع شده.

اون بابایی که بجاش آزمون زبان تخصصی دادم ۱۷ شد. ۱ تومن زد به کارتم که به نظرم کم بود. ولی خب من بیشتر برای هیجانش رفته بودم خیلی اصراری سر‌پول نکردم. الان یکم پشیمونم ولی دیگه کاریه که شده. احتمالا با اون پول یه منبع برای بیوشیمی بخرم.

اون دختری که ازش خوشم میومد با وفایی خیلی رفیق شده. اتفاق جالبی نیست زیاد. چون مدام پیام های فوروارد شدش میاد تو پی‌ویم. چیزی نمیگم چون به من چه. ولی خب حال نکردم که اینطوری شد.

بیوگرافی
صرفا خاطرات،روزمرگی ها،حرف های دلم و کلا هرچی مودم بطلبه اینجا مینویسم.
قبلا یه دفتر خاطرات داشتم. ولی حس میکنم تایپ کردن راحت تره. دسترسی بهش تو اینترنت هم ساده تره. پس اینجا حکم همون دفترو داره.