Eb

Gokamekek چهارشنبه دوازدهم آذر ۱۴۰۴، 1:10

تو باشگاه امروز مربی رسمو کشید رسما. یک ساعت و نیم تمام نذاشت سر جمع ۱۰ دقیقه استراحت کنیم. آخرشم بجای سرد کردن اهنگ کردی گذاشت و دسته جمعی کنار ۳۰ نفر مرد گنده پشمالوی خالکوبی دار رقص کردی رفتیم. واقعا تجربه ترازی بود. لذت بردم از این حجم از فشار.

ولی بدبختی جایی بود که تو کثافت و عرق اومدن خونه و دیدم آب قطعه و نمیتونم حموم برم

بیوگرافی
صرفا خاطرات،روزمرگی ها،حرف های دلم و کلا هرچی مودم بطلبه اینجا مینویسم.
قبلا یه دفتر خاطرات داشتم. ولی حس میکنم تایپ کردن راحت تره. دسترسی بهش تو اینترنت هم ساده تره. پس اینجا حکم همون دفترو داره.