YGTD
انسان هایی که نمیتونن تصمیم بگیرن به شدت غیر قابل تحملن. کسایی که همیشه تورو تو اما و اگر میزارن و یه حرف قطعی ازشون نمیشنوی. نمیدونم یا مسئولیت پذیر نیستن در قبال تصمیم یا از عواقب تصمیم بد میترسن یا چی ولی به نظرم از یه حداقل قدرت ذهنی باید برخوردار باشی که بتونی تصمیم بگیری وگرنه هیچکس هیچوقت روت حساب نمیکنه و نمیتونی قابل اتکا باشی.
اصلا هم اشاره ام به پارسا نیست. حالا یکم مبالغه کردم پارسا خیلی دوست خوب و انسان خوبیه ولی دهن منو سرویس کرده انقدر همیشه اما و اگر و شاید و اگر تونستم میاره تو کار. به خدا اگر بگه نه من راحت ترم حداقل تکلیف خودمو میدونم.
بالاخره این آلودگی هوا کارشو کرد و حس میکنم حنجرم داره نابود میشه از شدت سوزش. چای و آب و اینا خوردم فایده ای نداشت به اون صورت. کلی هم کار بیرون رفتنی دارم که نمیتونم عقب بندازم ماسک هم جدی فایده ای نداره. برم بیست تا نارنگی بخرم هر دو سه ساعت یبار یدونه استعمال کنم شاید منطقی تر باشه.
امروز هم خیلی همینطوری الکی روز غمگینی بود نمیدونم چرا. شاید چون هوا آلوده بود و سرد و یکم بارونی و پاییزی طور. چون جلسه های آخر ترممونه. چون یکسریا رو دیگه از ترم بعد نمیبینم و دلم براشون تنگ میشه. شاید چون تنها برگشتم خونه و پارسا باهام نیومد. زیادی خوابیدم و زنگ گوشی نتونست بیدارم کنه سر تایمی که آلارم گذاشته بودم. شایدم همش. حتی یجا خوندم خوردن غذای چرب میتونه باعث افسردگی بشه از طریق رشد باکتری های کومنسال و ایجاد یکسری مولکول ها که رو CNS اثر میزارن. شاید غذای چرب خوردم. احتمالا مسخره ترین دلیل افسردگی همینه.
ارائه هام رو اماده کردم. فکر کنم امشب یکم وقت دارم ادامه kingdome come deliverance رو بازی کنم.
