DP
بله مثل همیشه کاملا طبق انتظار پارسا کارو نیمه تموم ول کرد. هیچوقت یه کارو خوب بدون ناله و اما و اگر و شرط و شروط انجام نمیده. منم دیگه انتظارشو دارم خوشبختانه و هیچوقت بهش اعتماد نمیکنم. پاوری که فرستاده بود رو دوست نداشتم و توش ندیدم که بتونه متن خوب در بیاره. گفتم سگ خورد متنش هم من درست میکنم تو فقط کپی پیست کن تو پاور. باز بهونه اورد. گفتم میدونی چیه نمیخواد اصلا دخالت کنی خودم همشو انجام میدم. درسته یکم کارام زیاد میشه ولی چیزی نیست که از پسش بر نیام. چیزی که نمیتونم تحمل کنم اصرار کردن به پارساعه که همه جوره غرورمو له میکنه و اصلا دلم نمیخواد فکر کنه محتاجشم.
همیشه همه فکر میکنن من بیکارم یا من مثل اونا زندگی ندارم در حالی که من دارم از همچی میزنم که کار گروهیمون انجام شه. میخواستم بیشتر وقت بزارم رو امتحانم حالا سعی میکنم یذره بیشتر بیدار بمونم تا پاور هم جمع کنم ولی زیر یوق این آدم نمیرم. هرچقدر بهش حال میدم زیادیشه خداییش. هیچوقت یه قدم برای کار گروهی برنمیداره حتی سر چیزای کوچیک و مسخره.
