.
Gokamekek
پنجشنبه بیستم آذر ۱۴۰۴، 12:47
خب به اون نقطه ای رسیدم که انقدر دیر شده برای اینکه بخوام کارامو انجام بدم که میتونم با خیال راحت بشینم و سقوطم رو تماشا کنم. هم ارائه رو ماست مال کردم هم به زور یه دور امتحانو خوندم و هیچی یادم نمونده و دیگه وقتی نمونده.
پارسا ببینمت با چوب میزنمت. ناهار نخوردم. صبحونه هم نخوردم. بدون خواب کافی با ارائه نصفه نیمه و امتحان نخونده دارم میرم دلنشگاه. دلم درد میکنه الودگی گلومو میسوزنه. شب باشگاهم دارم و آب هم قراره قطع شه.
Pain
