P
خودمو تو داریوش خفه کردم از صبح. یاد میم are you winning son میفتم. کنکور ارشد هم ثبت نام کردم. نوشته بود عکسی که تو سال جاری گرفتی باید آپلود کنی و عکسی که من آپلود کردم حداقل مال ۲ سال پیشه. مهم نیست به هر حال من که نمیخوام انتخاب رشته کنم.
گروهی که فردا ممکنه برای اخرین بار ببینمشون جزو عجیب ترین دایره آدم های زندگیم بودن. هم خیلی باهاشون خوش گذشت و دوست داشتم بیشتر باهاشون باشم هم اتفاقاتی رقم زدن که مدت ها غمگینم کرده که البته تقصیر اونا نیست ولی به هر حال. خوشبختانه انجمن بهونه ایه برای اینکه بتونم با بچه ها بیشتر در ارتباط بمونم. از همیشه به برگزاری اولین سمینارمون نزدیک تریم. با استاد هماهنگ کردیم بنر تبلیغاتی رو یکی از اعضا داره درست میکنه. فقط مونده اون نماینده عوضی ارشد جوابمو بده و تمام. خدا بخواد این طلسمو بشکنیم.
برای سومین جلسه متوالیه که تمرین جدید بهم ندادن تو باشگاه و دارم همون قبلیا رو تمرین میکنم. امیدوارم خود استاد اصلیم بیاد این هفته و یه مقدار پیش بریم.
امروز اتاقمو یه دست به سر و روش کشیدم. کثافت زده بود واقعا. مخصوصا کیس کامپیوتر که باید یه هوا گرفتنی ببرمش چون فنش صدای رادیات ماشین میده جدیدا. خودم نتونستم خوب تمیزش کنم اخرین بار چون اسپری هوایی که میزدم خیلی زورش کم بود. گیتارمم تمیز کردم و با اینکه به شدت میخواستم یکم تمرین کنم ولی میدونستم الان بشینم پاش دو سه ساعت دیگه بلند میشم.
